موئنجو دارو (تپه مردگان)
موئنجودارو( تپه مردگان) شهر دولتی مانند بابل و مناطق ساحلی بحر روم و شهر دولت های اقوام فنیقی درآسیای صغیر ویونان بوده است. این شهر دولت ها روابط خوبی بایکدیگرداشته اند . دراطراف این شهرها اقوام وحشی زندگی می کردند که با شهر نشینان رابطه خوبی نداشتند. فنیقیان که به کار وکسب تجارت مشغول بودند از روستا های اقوام وحشی کودکان " پسر ودختر" را می ربودند ودرشهرهای کرت می فروختند.گفته می شود که هرسال تعدادی از این کودکان دختر وپسر بعنوان مالیات از روستاهای اقوام وحشی به شهرهای کرت می بردند و برای خدای خود قربانی می کردند به همین جهت یونانیان روستایی وقتی به قدرت رسیدند ، شهرهای کرت را نابودکردند.
احتمال می رود یکی از عوامل از بین رفتن شهرهای موئنجودارو وهرپه نیز رفتار خشونت برانگیز شهروندان این مناطق با بادیه نیشنان وروستائیان همجوار بوده است. دریکی از خرابه های موئنجودارو استخوانهای جمعی از مردان زنان وکودکان کشف شده که احتمال دارد این افراد در نتیجه کشتار جمعی به هلاکت رسیده باشند .
یکی از باستانشناسان بنام مارشل اظهار می دارد : " شهرموئنجودارو طی پنج قرن گذشته سه بار نابود و دوباره بازسازی شده است ." درخرابه های این شهر هفت لایه ازآثار قدیمی کشف گردیده است که برنابود شدن چندین باره این شهر دلالت می کند.
مساحت خرابه های کشف شده موجود موئنجودارو240 هکتارمربع است که بسیار کوچکتر ازاصل شهر می باشد. محتمل است بخشی از شهردر طغیان های رود سند وبخش دیگر در حوادث طبیعی نابودگردیده باشد . نقشه وروش معماری این خرابه ها نشان می دهد که شهرهای این منطقه دارای جاده های بزرگ با امکانات لازم شهرنشینی بوده است .
بعضی ازویرانه های شهرموئنجودارو و هرپه نشان می دهد این شهر ها دارای ساختمانهای چند طبقه بوده اند. درکنارخیابانها آثار خرابه های حمام وآب انبار دیده می شود. که نشانه ای از تمدن وفرهنگ مترقی شهروندان این مناطق می باشد. ساختمانهای این شهر دارای حیاط یا چمن نیز بوده است . یکی از ساختمانهای این منطقه که در وسط شهر قرارگرفته بود دارای چهار حیاط بزرگ، ده اطاق، یک راه پله آب انبار وچاه می باشد. در وسط بنای مسکونی این ویرانه آثاریک سالن بسیاربزرگ با راه پله دردوسمت و بیست ستون دیده می شود این نشان می دهد که ساختمان حاوی چند طبقه بود.
درشهرموئنجودارو اقوام مختلف جهان تردد داشتند وبه همین جهت مجسمه هایی که در میان ویرانه ها کشف گردیده لباس وقیافه های متنوع را نشان می دهد . بعضی از مردم ریش وموهای سر را می تراشیدند وبعضی از آنان ریش وموهای بلند وکوتاه داشتند. لباس مردان لنگ وشال بود اما لباس زنان شکل ویژه ای نداشت. زنان در لباس خود زیورآلات زیادی بکار برده واستفاده می کردند . درویرانه های این مناطق تعدادی گوشواره، گردن بند والنگو نیز کشف گردیده است .
بیشتر مردم شهر موئنجودارو کشاورز بودند زیرا که دراین خرابه ها آثار غلات مانند گندم وجونیزکشف شده است گاو وگاومیش،گوسفند، فیل وشتر ازحیوانات اهلی این منطقه بود که مورد استفاده ساکنان مناطق ومردم شهر موئنجو دارو بوده است .
بعضی ازاقوام این منطقه باکشورهای همجوار روابط تجاری نیز داشته اند. سکه های این منطقه بانقره ساخته می شدند. آثاری ازین سکه هادر" کریم نگر" کشف شده است که گفته می شود این سکه ها مدتها بعد از نابودی این تمدن نیز رائج بوده وبه اسکندر مقدونی مقداری از نمونه های این سکه ها اهداءگردیده است . درآن دوره از فلزات گرانبها مانند طلاء ، نقره ، مس وغیره برای درست کردن ظروف واسلحه استفاده می شده است .
نمونه هایی از ابزار نساجی نیز دراین منطقه کشف گردیده و احتمال می رود که صنعت وتجارب نساجی وپارچه بیشتر مورد استقبال شهروندان این منطقه بوده است. نمونه های برجسته ای از کارهای هنری بشکل مجسمه ، نقاشی های کنده کاری شده روی زیورآلات نیز دیدنی می باشد. یکی ازآثار برجسته این منطقه مجسمه رقاصه ای است که قیافه اش شبیه زنان حبشی است.
علاوه برنمونه های ظروف وسکه ها آثاراسباب بازی کودکان موئنجودارو وهرپه نیزدیدنی وجالب می باشد. این اسباب بازی ها بشکل مجسمه های انسانی وحیوانات وپرندگان می باشد . درمنطقه هرپه مجسمه ای بشکل درشکه باگاونرکشف گردیده است که شبیه درشکه های جدید امروزی است .
آثارباستانی موئنجودارو وهرپه ازعقاید ودین باستانی شهروندان آن مناطق هیچ چیزی را انعکاس نمی نمایند آثار این مناطق بیشتر شامل ظروف ، مهرها ، مجسمه ها وسکه ها می باشند که از فلزات یا گل درست شده اند.
مجسمه های کشف شده دراین منطقه شبیه مجسمه های بدست آمده در بلوچستان، ایران ، عراق، آسیای صغیر، فلسطین، مصر و حوزه بالتیک می باشند. طبق نظریه مارشل(باستانشناس)عقاید این منطقه با عقاید منطقه های مذکورشباهت زیادی داشتند. این واقعیت نشانگر روابط دوستانه میان این اقوام است درمیان آثارباستانی این منطقه مجسمه ای که دارای شاخ است نیز دیده می شود این مجسمه روی یک سکه حک شده است. یک طرف نقش فیل وپلنگ و درطرف دیگر نقش گرگدن وگاؤمیش است این مجسمه روی تختی نشسته است وزیرتخت تصویریک گوزن دیده می شود. احتمال می رود این مجسمه در واقع خدای اقوام آن منطقه بوده باشد . که به مرورزمان باکمی تغییر درشکل ، در میان هندوان بعنوان " خدای شیوا " معروف گردید بعضی ها عقیده دارند این مجسمه به الهه سمیریان "گیلگمش" شباهت زیادی دارد . شاخ درمیان اقوام سمیری نشانه قدرت فوق العاده است اما درعقاید هندوان شاخ نشانه قدرت نیست . در آثار باستانی کشف این منطقه مهری نیز می باشد که روی آن نقش انسانی است که نصف بدنش شبیه گاونراست. این انسان درحال جنگ با شیری شاخدار دیده می شود این نقاشی نیز شبیه یکی از خدایان اقوام سمیری می باشد. سمیریان عقیده داشتند که دیوی برای جنگ با گیلگمش به وجود آمده بود که بجای جنگ و درگیری با گیلگمش آشتی کرده وبا همکاری یکدیگر با حیوانات دیگر وحشی جنگ نمودند.
بعضی ازاقوام قدیمی وبرخی ازمردم معاصر عقیده دارند که ارواح انسان روی درختان یا دربدنهای حیوانات سکونت می گزینند . احتمال می رود که مردم موئنجو دارو نیز این عقیده را داشته اند. روی یکی از لوحه های کشف شده دراین منطقه عکس درختی با تصویرانسانی دیده می شود که نصف بدنش شبیه حیوان است.
بعضی از اقوام هندو هنوز حیوانات مختلف مانند فیل، شیر، تمساح، مار ومیمون را می پرستند درمیان آثار باستان منطقه هرپه لوحی کشف گردیده است که دارای نقش مردی با کاردی در دست وزنی روی زمین افتاده درحال زاری والتماس می باشد. احتمال می رود که درآن زمان زنان را برای خدایان قربانی می کردند . درمیان آثارباستانی موئنجودارو گورستانی کشف نگردیده است اما در منطقه هرپه برخی از قبرها با اندازه های مختلف دیده می شوند. این واقعیت نشان می دهد که در آن منطقه مردگان را می سوزاندند وخاکسترآنها را در ظرفی قرار داده دفن می کردند. دراین منطقه بعضی از اینگونه ظروف نیزکشف گردیده است. درگوشه ای از ویرانه های موئنجودارو آثارگور های دسته جمعی ازمردم منطقه کشف شده که گمان می رود آنان در حادثه ای یکجا کشته شده اند.
درباره روابط میان اقوام آریایی وسند شواهدی هنوز بدست نیامده است براین اساس می توان حدس زد که میان تمدن اقوام آریایی وسند تفاوت زیادی داشت. اقوام سند درشهرها زندگی می کردند درحالیکه اقوام آریایی دردهات و روستا زندگی می کردند. در تمدن آریایی آتش دارای اهمیت ویژه ای بوده است اما در تمدن موئنجودارو آتش هیچ اهمیتی نداشت.
اقوام آریایی از فلزات ، ظروف واسلحه درست می کردند اما در موئنجودارو آثار فلزی کشف نگردیده است. دربعضی از مناطق باستانی درشمال هند مانند راجپور، مینپوری، فتحگر و میوری نموئه هایی از اسلحه فلزی مانند مس و برنز نیز کشف شده است. آریائیها زمانی که به هندوستان هجوم بردند نتوانستند مردمان بومی را کلاً نابود یا از آن منطقه خارج کنند چنانچه آنان بعد از ورود به هند مجبور شدند با مردم بومی منطقه زندگی کنند.
با مرورزمان تمدنهای آنان نیزتحت تاثیر یکدیگر قرارگرفتند. آریایی ها در معماری مهارتی نداشتند اما مردمان بومی درهمان زمان درهنرمعماری مهارت خوبی داشتند بعضی از تاریخ نویسان عقیده دارند که تمدن مردمان بومی سند در سراسر هند گسترش نیافت آثاری از تاثیرات این تمدن نزدیک سواحل گجرات ومکران کشف گردیده است .
تمدن وادی سند مقارن باعصر برنز بوده است. اگرچه بیشتر نمونه های ظروف کشف شده دراین منطقه سنگی یاسفالی است اما بهترین نمونه های ظروف درمیان این آثار باستانی ابزارهای برنزی می باشند .گفته می شود که این ابزار به دیگر شهر کشورهای همجوار از جمله خلیج فارس صادرمی شدند. در آن دوران مردم خلیج فارس را درمنطقه سند " میلوها " می گفتند.
در وادی سند درمیان آثار باستانی موئنجو داروحیوانات، ازجمله ماهی از موجود بوده است. نقاشی این حیوان در لوح های کشف شده دیده می شود. درمیان حیوانات دیگر این منطقه، گاو ،کرگدن، فیل، گوسفند وگاو میش نیز قرار دارند . این قیاس درست نیست که در ازمنه قدیم به جهت میزان بیشتر بارندگی حیوانات وحشی درروستا ها با مردم زندگی می کردند البته کرگدن وفیل هیمالیایی از قرنهای گذشته دراین منطقه وجود داشتند.گاومیش وحشی نیز دریکی از لوحه های کشف شده دیده می شود. دریکی از نقاشی های باستانی تعدادی از مردم درحال شکارکردن گاومیش وحشی دیده می شوند. این حیوان بعضی از شکارچیان را روی شاخ بلند کرده است. این نشان می دهد که درآن زمان نیز گاومیش حیوانات اهلی آن منطقه نبوده است.
در یکی از لوحه های کشف شده در منطقه نقاشی پهلوانی دیده می شود که در حال خفه کردن یک شیر بزرگ وقوی است . این نقاشی در واقع شبیه نقاشی های اقوام سمیری می باشد که نشانگرقدرت فوق العاده قهرمان ملی است که می توانست یک شیرجنگل را خفه کند. نقش های لوحه های اقوام سمیری تامدتی در اروپا نیز مورد تقلید قرار می گرفتند . بعضی از باستانشناسان عقیده دارند که این گونه مهرها ولوحه ها که دارای تصاویر می باشند علاوه برداشتن جنبه هنری دارای تاثیرات جادویی نیز بوده اند. مهمترین نقاشی های وادی سند نقاشی خدایان اقوام این منطقه می باشد.
در وادی سند فقط دوشهر بزرگ، موئنجودارو وهرپه وجود داشتند. مناطق دیگر این سرزمین شامل ده وروستا بوده است. درکشورمصرهمانند منطقه سند کنار رود نیل درمسافت ده هزارمایل مربع روستا ها آباد بودند. در عصر رومیان این منطقه برای هفت میلیون نفر لوازم زندگی فراهم می کرد . مقداری از تولیدات کشاورزی به سرزمین روم نیز صادرمی شد وادی نیل بیشترشامل زمین غیرقابل کشاورزی وصخره ها می باشد زمین های قابل کشاورزی که درکنار رود نیل موجود می باشند دارای مساحت بیشتر از ده میل نبود سیل رودخانه نیل هرسال مقداری از خاک حاصلخیز را به روستا های ساحلی اضافه می نمود.
عراق و بخشی از سرزمین دیگر عربستان که درعصر. باستان بعنوان میسوپوتامیه در نزد ساکنان این منطقه معروف بود درمساحت کمتر از وادی سند اما دارای چندین شهر بوده که هر شهری حکومت جداگانه داشت. این شهر حکومتها بایکدیگر مخاصمه داشته و درحال درگیری بودند.
وادی سند که از لحاظ کشاورزی حاصلخیزتر بوده دارای آثار باشکوه باستانی مانند ویرانه های عصر فراعنه مصر یا خرابه های متعدد مانند آثار اقوام سمیری در عراق ومناطق دیگرعربستان نمی باشد. تاکنون اثردیگری علاوه برآثارباستانی دوشهر قدیمی ، موئنجودارو و هرپه در منطقه کشف نگردیده است. علت کم بودن شهرها دراین منطقه این بود که مردم برای کشاورزی از کانال وقنات استفاده نمی کردند.
درازمنه قدیم این سرزمین دارای هفت رودخانه بود درحالیکه درعصر حاضرفقط پنج رودخانه وجود دارد. دو رودخانه قدیمی به نامهای " گگر وسرسوی " به مروز زمان خشک گردیده اند.هنوزدرمنطقه سندوپنجاب مناطقی که مورد هدف سیل قرار می گیرندازلحاظ کشاورزی حاصلخیز می باشند. در زمانهای قدیم غلات وبعضی ازمحصولات دیگر به کشورهای همجوار صادرمی شدند.
شهرهای موئنجو دارو وهرپه از لحاظ نقشه ومساحت بایکدیگر شباهت بسیاری داشته اند، حتی شکل حروف الفبای زبان هردو منطقه نیز یکسان بود درحالیکه در جا های دیگر باستانی هند این ویژگی وجود نداشت. شکل های حروف الفبای مناطق دیگر هند در هرقرن متفاوت بودند. احتمال می رود که درهر قرن رسم الخط جدیدی درمناطق مذکور بوجود می آمد. سطح شهرها را معمولا از سطح مسیرآب وسیل بلند تر درست می کردند. کوره های آجرپزی دورتر از شهرها بود و در ساخت وساز عمارتها این آجرها را توسط گاری و درشکه یا قایق به محل مورد نظر حمل می کردند همچنین چوب درختان را نیز جهت استفاده در ساختمانها توسط وسایل حمل ونقل به محل مورد استفاده می آوردند.
درعصرتمدن باستانی سند درسرزمین اعراب سلاطین فراعنه مصر واقوام سمیری نیز وجود داشت . درآثار باستانی سند بجزیک سالن بزرگ در موئنجودارو که طولش هفتاد مترمی باشد، ساختمان بزرگ دیگری کشف نگردیده است. کوچه ها وخیابان های شهر تنگ وباریک ساخته شده وگویی اینان از لحاظ امنیتی در معرض هجوم اقوام غارتگر قرار داشته اند . واز لحاظ دفاع ومقاوت در برابرغارتگران این شهرحکومتها بسیارضعیف بوده اند. نمونه هایی از سلاح مختلف که در ویرانه های مونجودارو کشف گردیده از لحاظ کیفیت بسیار ضعیف می باشند. درمیان این اسلحه ها شمشیر اصلاً وجود ندارد در اطراف ساختمانهای شهر برای حفظ امنیت یادفاع از غارتگران حصار محکمی نیز وجود نداشت .